IMAGE634519852785436250

حسام‌الدین لرنژاد، فرزند حشمت‌الله لرنژاد اسطوره موسیقی مردم کرمانشاه و متولد ۱۳۵۵ است. او در سال ۱۳۷۲ نوازنده دف گروه موسیقی شمس بود. تجربه همکاری با شهرام ناظری را دارد و در محضر استاد محمدرضا شجریان آموزش‌دیده است. او پیش‌تر در گفتگویی درباره شروع به کار هنری‌اش گفته است: «پس از فوت پدرم نتوانستم به تحصیلم در این زمینه ادامه بدهم، مرگ پدرم بسیار برایم سخت بود، دو سال پس از مرگ پدرم، مادرم از من خواست که ترانه بخوانم. هیچ‌وقت به خوانندگی فکر نکرده بودم. یکی از دوست‌های قدیمی پدرم در رادیو کرمانشاه بود. بامن تماس گرفت و تشویقم کرد که بخوانم. این‌گونه بود که رفتم و آهنگی را ضبط کردم، خیلی خوششان آمد، سه ماه بعد از رادیو و تلویزیون شهر سنندج با من تماس گرفتند و از من خواستند که به آنجا بروم و آهنگی را بخونم. آنجا برای اولین بار آهنگ کردی را به اسم (جووتیار) خواندم. این آهنگ مقام اول را در فستیوالی بسیار بزرگ به دست آورد و توانستم مقام اول خواننده‌ی فولکلور ایران را به دست بیاورم.» از آن به بعد از حسام‌الدین لرنژاد کارهایی منتشرشده است؛ اما آنچه نام او را در موسیقی ایران ماندگار کرد آلبوم «با قدسیان ۲» با همکاری محمد جلیل عندلیبی بود که حال و هوای عرفانی داشت و در سال ۱۳۷۸، پرفروش‌ترین آلبوم موسیقی ایران شد. پس از سال‌ها سکوت از او به‌تازگی اثری با عنوان «نرسیدن» منتشرشده است. به این بهانه با او درباره زندگی و فعالیت‌های هنری‌اش گفتگویی داشته‌ایم.

شما فرزند یکی از اسطوره‌های فرهنگی مردم کرمانشاه هستید. این موضوع چه تاثیری بر شکل گرفتن شخصیت هنری شما داشته است؟
تاثیرات پدر روی من کم نیست. بخشی به‌صورت ژنتیکی و بخش دیگر به دلیل معاشرات پدر و فرزندی از اوان کودکی. موسیقی و خواندن بیشتر مقوله‌ای ذاتی است؛ یعنی شما اول باید خمیرمایه‌ای داشته باشی و بعد می‌توانی آن را رشد دهی. این خرده صدا را من به لطف وجود پدری دارم که نقش بسیار زیادی در زندگی من داشته است.

مدت زیادی است که کم‌کار شده‌اید. علت چیست؟
من مدت زیادی است که سکوت کرده‌ام و این سکوت هم دلیل داشت. دلیلش هم انجام کارهایی در اوان جوانی من بود. متاسفانه در سمت و سویی افتادم که نباید می‌افتادم و خودم به یک نقطه‌ای رسیدم که فعالیت هنری را چند سالی متوقف کنم. با اندیشه دیگری و زمان دیگری شروع به کارکنم. ولی الان می‌توانم این نوید را به دوستان و عزیزانی که برای من پیام‌های پرمهری در فضای مجازی می‌گذارند، بدهم که امسال تصمیم گرفته‌ام به فضای موسیقی برگردم. البته با بینش و نگرشی جدید.

کار جدیدی که با عنوان «نرسیدن» از شما منتشرشده دارای حال و هوا و سبکی متفاوت از کارهای قبلی شماست. چطور این تصمیم را گرفتید؟
فضایی که قبلاً بنده در آن فعالیت می‌کردم، از من برای آن دعوت‌شده بود و من به دلیل کم‌تجربگی و یک‌جور خامی آن را پذیرفته بودم، فضای درستی نبود. چراکه آن نوع موسیقی ریشه‌ای در موسیقی ایران نداشت و فرسنگ‌ها فرسنگ با ما دور بود. حقیقتاً سبک و سیاق دیگری بود و اگر من بخواهم توضیح دهم ممکن است کسی ناراحت شود. دوست ندارم وارد حواشی شوم؛ اما در کل ما ایرانی هستیم و مارک داریم. اگر قرار است کردی اجرا شود، خودِ کردی مشخصه‌هایی دارد. موسیقی کردی شاخصه‌هایی دارد که بر همه واضح و مبرهن است. اگر قرار است فارسی خوانده شود، خودِ فارسی طبقات مختلف دارد. موسیقی سنتی و موسیقی پاپ است و دیگر شاخه‌های موسیقی که برای آن تعاریفی وجود دارد. نباید پا را از این چارچوب‌ها بیرون گذاشت که نهایتاً مخاطب مبدل به یک منتقد خواهد شد. به هر صورت در آن زمان ما این‌طور بود و الان حقیقتاً با این نگرش اصلا نمی‌پسندم فعالیت کنم. اکنون با نگرشی دیگری شروع به فعالیت کرده‌ام. کارهایی که قابلیت دفاع بیشتری خواهد داشت. چه از نظر موسیقی‌هایی به چه از نظر شعر. «نرسیدن» یک ملودی بود که همراه با یک ترانه چند سال پیش برای من آمده بود. من شخصا خیلی دوست داشتم و هنوز هم دارم. این ملودی یادآور خاطرات روزگارانی برای من بود و هست. تصمیم گرفتم آن را برای اولین کار بیرون بدهم. شاید شعر آن خیلی شعری قوی نباشد ولی خب سهل و ممتنع است. چیزی است که برای هرکسی قابل لمس است. هرکسی یک‌زمانی ممکن است، عشقی یا جدایی داشته باشد و مضمون شعر دراین‌ارتباط است. این برای مردم ملموس است. خدا را شکر با اقبال عمومی روبرو شد و من در دو روز آماری را دیدم که قابل‌باور نبود. نزدیک به یک‌میلیون و خورده‌ای هزار نفر آن را شنیدند و برای من پیام‌های مختلفی آمد. این خیلی لذت‌بخش بود. می‌خواهم بگویم این شروع است و بعدازاین به امید خدا تمام تلاشم را می‌کنم که کارهای فاخر و درستی از طرف من منتشر شود. به هر صورت باید بتوانم سمت و سوق درستی به مخاطب خودم بدهم. این‌که چقدر می‌توانم و موفق خواهم بود معلوم نیست. ولی تلاش خودم را خواهم کرد.

علت ادامه ندادن کار با آقای عندلیبی هم همین بود که دوست داشتید سبک تان را خودتان انتخاب کنید؟
خیلی سوال سختی است. اینکه من بخواهم حرفی بزنم که جایگاه آقای عندلیبی را زیر سوال ببرم… خیر و البته هرگز این‌طور نخواهد شد. ایشان هنرمند بزرگ و فهیمی هستند. ایشان کارهای فاخر و بزرگی با جناب آقای استاد محمدرضا شجریان، استاد شهرام ناظری، آقای علیرضا افتخاری و بزرگان دیگری دارند. این‌ها را نمی‌شود نادیده گرفت. در آن زمان همه ما داخل گردابی افتاده بودیم. گردابی که آمد و رفت و تبعات آن باعث سکوت من و حتی سکوت جناب آقای عندلیبی شد. ما سکوت کردیم ولی الان دیگر این‌طور نیست. شاید یک مقداری تفاهم را نداریم. الان هرکدام با تفکر خودمان، داریم برای خودمان کار می‌کنیم.

فکر نمی‌کنید اگر سبک و سیاق پدر را ادامه می‌دادید، موفق‌تر و ماندگارتر بودید؟
من کارهایی را از پدرم بازخوانی کرده‌ام و اگر نشنیده‌اید، از ضعف مدیایی آن شهر است. من منتشر کردم و حتما در برنامه من هست که این ملودی‌ها را تا جایی که بضاعت داشته باشم، اجرا کنم. من سه کار پدرم را بازخوانی کرده‌ام و نمی‌دانم چقدر مردم شنیده‌اند؛ اما این ادامه خواهد داشت. چراکه نه؟ اما اینجا باید یک توضیح بدهم. زمانی که پدر من، کار می‌کردند با ارکستر رادیو و تلویزیون بود و اگر نطفه اثری هنری بسته می‌شد، تمام هزینه‌های آن را خود سازمان رادیو و تلویزیون پرداخت می‌کرد. بر همگان واضح است اکنون برای انتشار یک اثر، هزینه‌های سنگینی وجود دارد. نه اینکه نشود این کار را انجام داد؛ اما یک معضل در اجتماع ما وجود دارد که پیکره جامعه موسیقی ما را دچار مشکل کرده و آن‌هم رعایت نکردن کپی‌رایت است. این ضربه بزرگی زده است. من به‌عنوان حسام لرنژاد یک سی دی کردی کرمانشاهی را تولید می‌کنم. کسی که در اصفهان یا شیراز زندگی می‌کند که کردی کرمانشاهی را نمی‌فهمد. این را خطه کردنشین و به‌خصوص کرمانشاه می‌فهمند. چون من می‌خواهم کارهایی از پدرم را بخوانم که اکثراً با گویش کردی کرمانشاهی است. اینجا چه کسی باید از حسام لرنژاد حمایت کند؟ مردم. اگر که یک سی دی از طرف من منتشر شد، مردم باید حمایت کنند. یک کمپانی از من حمایت می‌کند تا یک سی دی را که چندین و چند میلیون تومان هزینه آن شده را منتشر کنیم. اگر از جمعیت یک‌میلیون و خورده‌ای هزار نفری شهر کرمانشاه، تنها صد و پنجاه‌هزار نفر هنردوست و متعهد وجود داشته باشند که یک سی دی را برای پاسداشت و نگاه داشت گویش در حال خطر کردی کرمانشاهی به‌صورت اورجینال تهیه کنند، من از همین‌جا قول می‌دهم که همه آثار پدرم را به بهترین نحو و بهترین ارکستر بازخوانی کنم. اینجا لازم است که بگویم در سال‌های اخیر از اطراف و اکناف می‌شنوم که خیلی شعرها کردی کرمانشاهی نیست. گویش کردی کرمانشاهی مختص خود کرمانشاه است. با احترام به همه لهجه‌هایی که اطراف کرمانشاه هستند. همه شریف‌اند و عزیزند. ولی این‌یک واقعیت انکارناپذیر است که کردی کرمانشاهی مخصوص به خودش است؛ و در تصنیف‌هایی که پدر من خوانده، دقیقاً با گویش کردی کرمانشاهی است. با این اوصاف من نیاز به حمایت مردم دارم؛ اما آیا این حمایت انجام خواهد شد؟ نه‌فقط حسام لرنژاد. ما خیلی خواننده‌های خوب داریم که اگر توسط مردم حمایت شوند که چه آثار فاخر و زیبایی به وجود می‌آید. این خیلی مهم است که رعایت شود و متاسفانه من الان چنین چیزی را نمی‌بینم. نه‌تنها در جامعه موسیقی کرمانشاه، بلکه در سطح کشور هم من چنین چیزی را نمی‌بینم. چون حقوق هنرمند ضایع خواهد شد. اگر مردم آن شهر من را حمایت نکنند، من چگونه کارم را ادامه دهم.

آثاری که از مرحوم پدر شما در دسترس است، دارای کیفیت مناسب نیست. آیا فکری برای هواگیری و اصلاح این فایل‌ها کرده‌اید؟
تمام این کارها انجام‌شده است. جا دارد از برادران صمیمی و خانواده صمیمی تشکر کنم که من را بسیار بسیار مورد لطف خودشان قرار دادند و خیلی بنده را کمک کردند. از آقای بهزاد مرادی، نوازنده خوب تنبور، برادران صمیمی. علی و آرش صمیمی که از نوازندگان و هنرمندان خوب آن شهر هستند. از کسانی که دلسوزانه من را یاری کردند ممنونم. همه این کارها انجام‌شده و مرتب و آماده انتشار است و به‌زودی به‌واسطه یک سایت رسمی که بنده برای پدرم تاسیس کنم منتشر می‌شود. یک سایت مرجع که مخصوص خود ایشان باشد، مردم مراجعه کنند و از آن سایت موسیقی موردعلاقه خودشان را دانلود کنند. بله این توی ذهن من هست و در این سال حتما این کار را انجام خواهم داد. این موسیقی هم متعلق به مردم است.

الان با صدا و سیما همکاری ندارید؟
صدا و سیما باید یک مقدار با لطف و مهربانی بیشتری به هنرمندان نگاه کند و توجه کنند که در برنامه‌هایی که تدارک می‌بینند و در دعوت‌هایشان، شانیت هنرمند نباید زیر سوال برود. در طول یک برنامه که یک ساعت است از یک خواننده دعوت می‌کنند. قبل و بعدازاین خواننده که شان و ارزشی دارد باید بدانند چه چیزی پخش می‌کنند. این برنامه باید کنتراست دیداری و شنیداری داشته باشد. نمی‌شود قبلش ژانگولر باشد و بعدش چیز دیگری و هنرمند این وسط رنده شود. متاسفانه در برنامه‌سازی ما دارد چنین اتفاقاتی که نباید و نشاید می‌افتاد که دور از شان موسیقی است. در این برنامه‌ها اگر موسیقی گذاشته نشود، خیلی بهتر از این است که گذاشته شود و وسطش به‌محض اینکه پلی بکش تمام شود و بدون آنکه از او بپرسند که این اثر شاعر و آهنگسازش که بود؟، بروند سراغ برنامه بعدی. این‌طور که به‌عنوان یک میان برنامه به آن نگاه کنند.

خیلی در شبکه‌های اجتماعی حضور ندارید. شما چه برای انتشار کارهایتان و چه برای آن نوع فرهنگ‌سازی که درباره‌اش صحبت کردید، به این فضا نیاز دارید.
من نبودم. به فرموده حضرت صائب: «به پاسبانی احوال خویش مشغول بودم.» در این مدت سکوت محض بوده. کارهایی جسته و گریخته به اصرار دوستان انجام داده‌ام؛ اما به‌طورجدی عزم جزم و راسخی مثل تصمیمی که برای شروع مجدد گرفته‌ام نگرفته‌ام و مسلماً اثری هم از من در فضای مجازی نبوده. امیدوارم این پریود پایانی زندگی هنری-که چند سالی هم بیشتر طول نخواهد کشید- را بتوانم مفید پشت سر بگذارم و به مردم خدمتی بکنم.

در حال حاضر ساکن تهران هستید؟
بله.

چه چیز باعث رفتن شما شد؟ آیا از فضای هنری کرمانشاه رنجشی دارید؟
خیر، رنجشی نبوده. سالی که پدرم فوت شد، یک سال بعد، بنا به یک سری مسائل زندگی و کاری به‌طورکلی از کرمانشاه خارج شدیم.

به نظر شما اینکه هنرمندان اصیل، کرمانشاه را ترک کرده اند، جا را برای گسترش یک نوع موسیقی زیر زمینی که مروج یک ادبیات ناپسند است باز نکرده است؟
من خودم را یک‌دانه کوچک می‌دانم. ولی بله وقتی کسی نباشد این اتفاق می‌افتد. خطر بسیار بسیار بزرگی که متوجه موسیقی اصیل شهر کرمانشاه و نغمات اصیل و قدیمی کرمانشاه است، فراموشی است. نسل جدید ما تا چه اندازه با استاد علی البرزی‌ها، استاد خراباتی‌ها، حسن شیری‌ها، استاد کریم متعالی و … آشنا هستند؟ آیا ما در عرصه شعر کرمانشاه، کسانی مثل آقاجان لعل پوش را به یاد می‌آوریم؟ این‌ها کی بودند؟ باید یاد این‌ها گرامی نگاه داشته شود. زبان و گویش کردی کرمانشاهی، دچار خطر بسیار شدیدی شده. چرا؟ چون اکثر کسانی که صدای خوشی دارند-من حتی نمی‌گویم خواننده‌ها، چون خوانندگی مستلزم یک دانش خاص است- این زحمت را به خودشان نمی‌دهند که اگر قرار است که کاری تولید کنند، لااقل با گویش کردی کرمانشاهی تولید کنند. ما مشکل زیاد داریم… موسیقی‌هایی که هیچ بار تفکری ندارند و هیچ اتاق فکری پشت اش نیست دارد مسلسل‌وار منتشر می‌شود… مدام هم به خودشان القاب و عناوین می‌دهند. اصلاً برایم قابل‌هضم نیست و نمی‌توانم به آن فکر بکنم. کسانی که اسم خودشان را خواننده می‌گذارند، چند درصد علم موسیقی را بلدند؟ برای خیلی از آن‌ها احترام قائلم. اما داشتن یک شعور و علم موسیقیایی لازمه یک خواننده است. لااقل خواننده باید شعر خوب را بشناسد و انتخاب کند. حس زیبایی‌شناسی داشته باشد. صدایش فالش نباشد. درست بخواند. تعصب و رگ و غیرت چیز خوبی است. کردی کرمانشاهی در خطر کامل است. استاد اسماعیل مسقطی… بی‌نظیر… یکی از ستاره‌ها و اسطوره‌های موسیقی کرمانشاه… چقدر ایشان ملودی‌های شیرینی دارند. این‌ها دارند به‌واسطه همین داستان‌های نابخردانه به فراموشی سپرده می‌شوند. متاسفانه بعضی تیشه را برداشته و به ریشه موسیقی می‌زنند. چه بگویم؟ دلم خیلی پر است.

خودتان چطور؟ کار کردی کرمانشاهی خواهید داشت؟
من موسیقی مخصوص به خودم را دارم. سبک‌کاری خودم را دارم. مضاف بر آن. یادم نمی‌رود که مردم کرمانشاه، حقی روی دوش من دارند. روی چشمم. با عشق و باکمال میل و افتخار حتما در عرصه موسیقی کردی و مخصوصاً کردی کرمانشاهی فعالیت می‌کنم که برای من در اولویت قرار دارد. حتما با اشتیاق سمت موسیقی کرمانشاهی، خواهم آمد.

پدر شما در شناسنامه اهل سنت بودند؛ اما نوحه‌های ماندگاری از ایشان به یادگار مانده؛ و ماندگارترینش همان «شیرین شمامه ی نوبرم …». این دو را چگونه کنار هم قرار می‌دهید؟
ببینید. تندروی‌ها مخصوص به عده‌ای است که قشری گونه به ماجرا نگاه می‌کنند. ما در اهل سنت اسم‌هایی مثل غلامحسین، غلامحسن و … داریم. این‌ها منافاتی ندارد. خیلی ارزشمند و خیلی محترم است. همه ما مسلمانیم. پدر من هم همین‌طور.

از کارهای خوانندگان کرمانشاهی کارهای چه کسی را گوش می‌دهید و دوست دارید؟
من همه را دوست دارم. از بچگی ارادت ویژه‌ای به استاد اسماعیل مسقطی داشتم. خداوند روحشان را شاد کند. من شنواییم حد و مرز ندارد. کارهای زیادی می‌شنوم. کارهای خوب را گوش می‌دهم و توصیه می‌کنم کارهای ضعیف را انجام ندهند. اگر آدم یک کار خوب را در سال انجام بدهد بهتر از صد کار بی‌کیفیت است که گوش شنونده را به بیراهه بکشد. ما مسئولیم در برابر مردم.

حرف آخر
پیشاپیش سالی پر از سلامتی، شادکامی و بهروزی برای همشهریان عزیزم آرزو می‌کنم. امیدوارم برای همه ‌سالی پر از خوشی و سلامتی باشد.

ارسال دیدگاه

Spam Protection by WP-SpamFree