آوای کرمانشاه: چند سال پیش، آن زمان که مردم تنهایی شان را جای تلگرام در فیسبوک تقسیم می کردند در میان صفحات مختلف فیسبوکی، صفحه ای به نام برق استریت ظاهر شد که برخلاف روال طنز نوشته های  پیشین کرمانشاهی انگشت تاکید بر ویژگی های مثبت مان گذاشت و در همان قالب با طنزی انتقادی سعی در ارائه شکل جدیدی از طنز کرمانشاهی داشت. با از رونق افتادن فیسبوک ادمین این صفحه که حالا به چهره ای معروف و محبوب در شهر تبدیل شده فعالیت اش را در تلگرام و اینستاگرام ادامه می دهد، تا بعد ها با تکیه بر همین بستر با تحقق ایده ای به نام «آف شهر» دست به نوعی  فعالیت اقتصادی بزند که خودش به آن می گوید فعالیت «سه سربرد».  اگر چه این روزها مشغله کاری  سنگینی دارد با او درباره چگونگی شکل گیری و روند فعالیت هایش به گفتگو نشستیم.
همه تو را با نام وحید برق استریت می شناسند، خودت را چطور معرفی می کنی؟
وحید خلیلی مهر هستم. تازه گی ها اسمم را دیگر داخل اینستاگرام گذاشته ام. رشته تحصیلی ام هم نرم افزار-کامپیوتر است. اول ها به خاطر این که شروع کار بود اسم و مشخصاتم مخفی بود. اما هرچه جلوتر رفتیم وقتی دیدم از این قضیه سوء استفاده می شود، مجبور شدم هم اسمم را نوشتم و کم کم فامیلی ام هم مشخص شد.
متولد چه سالی هستی؟
متولد ۱۹ شهریور ۱۳۶۴٫ بیمارستان معنضدی. از اول تقدیرم با ۱۹ کرمانشاه و ۶ پرسپولیس گره خورده بود. وحشتناک پرسپولیسی ام
مردم تو را می شناسند؟
آره
عکس العمل های شان چیست؟
همین دیروزچند تا جوان مرا دیدند و گفتند اِ  وحید برق استریت! خیلی پیش می آید، جدیدا بیشتر. به خاطر همین قضیه آف شهر که دارم برایش تبلیغ می کنم و بیشتر از خودم عکس می گذارم، بیشتر شده.
از کجا شروع شد؟
زمانی که شمال، دانشجو بودم. دلم برای شهرم تنگ می شد. صفحه ای توی فیسبوک درست کردم و چون از بچگی و از چهار سالگی در خیابان برق بزرگ شده ام، اسمش را گذاشتم برق استریت. می خواستم فقط بچه محل ها  و بچه های خودمان باشند و تا یک سال اول فقط دویست نفر عضو داشت. ابتدا فقط جنبه محله ای داشت. بعد دانشگاه تمام شد و آمدم کرمانشاه. هزارماشالله چون اینجا وقت آزاد داریم،  زدم توی طنز و منز و گرفت. و کم کم از جاهای دیگر آمدند و کم کم تعداد اعضاء بیشتر شد.
از اول تصمیم داشتی با آن کار اقتصادی بکنی؟
نه، اول فقط از روی دلتنگی بود، بعد کم کم جنبه طنز گرفت و حالا یواش یواش شکل اقتصادی به خودش می گیرد.
سوژه های طنزت را از کجا می آوری؟
سوژه ها را در طول روز جمع می کنم. اتفاقاتی که می افتد، داخل گوشی ام یادداشت می کنم. بعضی وقت ها پیش می آید که فی البداهه چیزی به ذهنم می رسد و سریعاً آن را پست می کنم. بعضی وقتها یک چیزهایی هست که داغ است و سریع باید پست کنم. اگر بگذارم زمان بگذرد، مزه کار ازبین می رود.
روزی چقدر وقت می گذاری؟
آن طور وقت نمی گذارم، که پای آن بنشینم. ولی بیشتر وقت ها آنلاینم.
مخاطب هایت هم عکس و سوژه می فرستند؟
بله. می فرستند.
بعضی وقت ها خیلی سریع اتفاقات را پوشش می دهی. مثلا در ماجرای آتش گرفتن همین تانکر گاز در کمر بندی. خودت سر صحنه رفتی؟
خیر، خیلی برایم عکس فرستادند. ارسالی بود. پرنده که پر می زند، عکسش را برایم می فرستند. همین امروز در خیابان کسری تصادف شده بود. برایم فرستادند. خیلی بد بود. آن را نگذاشتم.
قشنگ ترین خاطره ات از کارت چه چیزی است؟
خاطره که زیاد است. اما بهترین آن مربوط به این است که خیلی ها توی صفحه من همدیگر را پیدا کرده اند. مثلا هم کلاس های قـــــدیمی می گویند، اینجا بعد از چند سال همدیگر را پیدا کردیم. حتی بـرای خــــودم پیش آمد. یکی از همکلاسی های زمان دبستانم را همین طوری پیدا کردم.
می گویند خودت را برای بقیه می گیری
من. نه نمی گیرم. من قیافم اصن اینطوره
مثلا جواب پیام ها را نمی دهی.
واقعا نمی رسم. الان دایرکت اینستا را نگاه کنید، هزارتا پیام برایم آمده. یا همان تلگرام. خیلی زیاد است. آنها را که لازم باشد، حتما جواب می دهم.
خیلی روی فارسی کرمانشاهی تاکید داری؟ چرا؟
تاکید نیست.  من از بچگی با این زبان بزرگ شده ام و زبان خودم همین است. چندبار هم خواستم پست کردی بگذارم اما در کردی ضعف دارم و نمی توانم موفق باشم. خیلی از مردم کرمانشاه با همین لهجه کرمانشاهی صحبت می کنند. من هم دارم به زبان آنها حرف می زنم و  طبیعی است.  زبان کردی را هم دوست دارم و این طور نیست که بگویید جبهه می گیرم.  بارها هم پست کردی گذاشته ام. اما کوتاه. خودم مخصوصاً در نوشتار کردی ضعف دارم و برای همین فارسی کرمانشاهی می نویسم. یک دلیلم برای زدن این پیج دلتنگی بود. دلیل دیگر هم این بود که زمان دانشگاه می گفتند شما کرمانشاهی ها مگر کردی حرف نمی زنید؟ من می گفتم نه فارسی کرمانشاهی هم هست. به فارسی کرمانشاهی هم باید با هر قدمتی احترام گذاشت. چون هست و دارد کنار کردی صحبت می شود. نمی شود زیر آن بزنیم. مردم دارند با این لهجه صحبت می کنند. پس همچین لهجه ای وجود دارد و می خواستم آن را نشان دهم.
به همان اندازه کانال و پیج فارسی کرمانشاهی را غلیظ حرف می زنی؟
نه آنقدر. آنطوری برای مردم جذاب تر است. الان چطوری حرف می زنم؟
بهترین واژه های کرمانشاهی که شنیدی، چیست؟
خیلی زیاد است…. «کننده کار» را خیلی دوست دارم.
بـرای معنی این عبارت مسابقه هم  گذاشتی
آره. جواب های خوبی آمد. کننده کار یعنی کسی که خیلی از دسش میاد.
این واژه ها را از کجا پیدا می کنی؟
اول خودم خیلی قوی نبودم. اما در طول زمان روی آن کار کردم و دغدغه م شد و واژگانم بیشتر شد.
چند اصطلاح کرمانشاهی بپرسم؟
بپرس
بان گلان، یعنی چه؟
بان گلان؟ یعنی چه
غلتک پشت بام.
آها. بان  گلان. ایجو بگو
یوها، یعنی چه؟
نمی دانم.
یعنی هیولا. قرات یعنی چه؟
یعنی مغرور
قاینان؟
اینم نشنیدم
یعنی خانواده همسر. چه زمانی به سوژه هایت فکر می کنی؟
هر وقت که به ذهنم برسد سریع می نویسم.
روی وجهه ایرانی بودن کرمانشاه هم خیلی تاکید داری
بله من تعصب دارم.  روی کرمانشاه تعصب دارم.  خیلی ها از اسم کرمانشاه سوء استفاده می کنند و من خوشم نمی آید.
خیلی از سوژه های سوژه های فرهنگی است.  این فکر را چطور کردی و تا کجا می خواهی ادامه دهی؟
بعد از اینکه صفحه گل کرد و اعضایش زیاد شد، دیدم می توان استفاده دیگری از آن کرد. حتا اگر دیده باشید کارهای خیریه زیادی در صفحه انجام داده ام. در عید  و شب یلدا و…. اولین بار نزدیک زمستان بود،  و چند تکه لباس توی خانه داشتم. کار کرده ولی قابل استفاده و مرتب بود.  داخل صفحه اعلام کردم  که چه کسانی لباس کارکرده و نو دارند آن را به نیازمند بدهیم؟  خیلی استقبال شد. خیلی. بعد افتادیم دنبال این کار. جمعیت امام علی داوطلب شد که بیاید و این کار را انجام دهد. خیلی لباس جمع شدفتف.  خیلی ها نو و مارک دار بود. خیلی از طرف مردم استقبال شد. تا آنجا که بتوانیم هم از این ظرفیت استفاده می کنیم و پست های فرهنگی می گذاریم.
در فضای فرهنگی قصد نداری بیشتر ورود کنی؟ از زندگی نامه ها استفاده کنی یا مشاهیر را معرفی کنی.
دیگر کلیشه ای شده. گذاشته ام. خیلی گذاشته ام. هزار بار این ها را گفته ایم و تکراری شده. پیج های جدید که تازه آمده اند می گذارند. برای من موضوع پیدا کردن خیلی سخت شده.
پست های اجتماعی را در لوای طنز می گویی
آره. چون اگر بخواهی خشک باشی برای مردم جذاب نیست.
چطور به سمت کار اقتصادی کشیده شدی؟
ایــن هم همانطور. دیدم ظرفیتی هست و می توان استفاده کرد. به نفع مردم هم هست. شما یک کارت تخفیف از سایت آف شهر می خری و با آن می توانی از تمام اصنافی که ما با آن ها در ارتباطیم به دفعات نامحدود تخفیف بگیری. به خاطر تعداد بالای اعضاء، خیلی برایم درخواست تبلیغ می آمد. اول مقاومت می کردم. بعد خیلی زیاد شد و خواستم به قول کرمانشاهی ها ترکو تمیز ساماندهی اش کنم و  کاری کنم که هم به نفع مردم، خودم و تبلیغ دهنده باشد و سه سر برد شود. با این کارت می توان میلیون ها تومان تخفیف گرفت.
فالوئر فیک نداری؟
نه اصلاً. اعضای صفحه من همه کرمانشاهی اند. هم لهجه و هم پستهایم مخصوص کرمانشاه است. و فقط روی کرمانشاه کار می کنم. گفته ام کانال اختصاصی شهر کرمانشاه و می خواهم شهر کرمانشاه را جذب کنم. آف شهر هم مخصوص شهر کرمانشاه است. خیلی از کانال های دیگر با کارهایی از شهرهای دیگر عضو می گیرند. اگر هزار تا فالور واقعی داشتی باشی بهتر از پانزده هزار فالور فیک است.
با رفتن به سمت کار اقتصادی از کارهای فرهنگی و اجتماعی دور نشدی؟
ادامه می دهم. همین الان یکی گذاشتم. خواندی؟
کسی در مدیریت کار کمکت می کند؟
نه فقط خودم.
برنامه ات برای آینده چیست؟
برنامه ای دارم که فعلا خصوصی است.
می خواهی کار تصویری یا صوتی کنی؟
تصویری نه. ولی صوتی را الان شما گفتی آره.
پس آن کاری که گفتی نمی گویم همین است؟
نه آن را نمی گویم. چیز دیگری است.
نفروشی اش!
نه
پیشنهادی برای فروش پیج داشتی؟
آره. تا سی میلیون. اما همان لحظه من گفتم هشتاد میلیون.
هشتاد می دادی؟
فکر نکنم. پارسال بود. تازه آن زمان فالورهایم نزدیک سی هزار بود و الان هفتاد هزارتاست. آنها که من را می شناسند می دانند که فالورهای من واقعی اند و از کرمانشاه گلچین کرده اند.
با مدیر کانال ها و صفحات دیگر درگیری داری؟
نه. من با کسی کاری ندارم. فازمان با هم فرق دارد. من روی کرمانشاه تعصب دارم. کسی به کرمانشاه توهین نکند کاری ندارم.
اگر اکانتت را از دست دهی چه می کنی؟
دیگر برایم مهم نیست. نمی گویم مهم نیست. ولی اول توی فیسبوک خیلی می ترسیدم. می گفتم اگر هکم کنند چه کنم. اما الان کامل جا افتاده ام. هکم کنند پیج دیگری می زنم.
این طور که حرف می زنی به خودت مغرور نمی شوی؟ مثلاً دیگر برایت مهم نباشد کسی از پیجت می رود.
الان رفتن خیلی ها برایم مهم نیست. اگر کسی حرف بد بزند سریع بلاک می کنم. وقتی توی فیسبوک بودم، بحث می کردم و اخطار می دادم. الان اگر بخواهم بحث کنم باید صبح تا شب بحث کنم. واقعا نمی توانم آن قدر وقت بگذارم. برای همین است الان شما می گویی من مغرورم. واقعا وقت نیست.
کار سیاسی نمی کنی؟
خیر. زمان انتخابات مجلس، چند نفر سراغم آمدند. تا پای انجام کار هم رفتیم ولی دیدم نه… این کاره نیستم
چه مبلغی پیشنهاد شد؟
تا پستی یک میلیون هم رفتیم. برای پنج بار.
چرا هدف هایت را تا لب چشمه می بری و تشنه بر می گردانی؟
این طور نیست. ارزش کار من بالاست. ولی واقعا این قیمت ها را گفته ام ولی معامله نشد. وجهه خودم را خراب نمی کنم. باید ارزشش را داشته باشد. قیمت تبلیغ من فکر کنم از همه بالاتر است.
مجردی؟
آره
در زندگی شخصی و در جمع خانواده، همینطور بگو بخند داری؟
آره. ولی آن طور که توی فضای مجازی هست، نیستم. خیلی ها که بیرون من را می بینند می گویند، تو چه آدم جدی ای هستی.  توی پیج کارم طنز است و مردم، من را اینطور قبول کرده اند. مهران مدیری هم چند بار گفت که مردم مرا می بینند می گویند چقدر جدی هستی. گفت ما هم بیرون مشکل و زندگی خودمان را داریم. اما خنده رو هستم و زیاد شوخی می کنم.
توی مدرسه خیلی شیطنت می کردی؟
نه. مدرسه خیلی ساکت بودم. فقیر بودم به قول خودمان. چهره طنزپردازیم بیشتر توی پیش دانشگاهی و دانشگاه بروز کرد. دانشگاه دیگر سر کلاس همه ش تیکه انداختن و… شمال هم که بودم، با استادهایم شوخی می کردم.
تا الان عکس العمل خانواده چه بوده؟
اول، خانواده می گفتند داری وقتت را تلف می کنی و این چیه و میشه چه و این طور حرف ها. بعد که یواش یواش دیدند مردم توی خیابان من را می شناسند…
پس لغز زیاد شنیدی از خانواده؟
آره… مثلا پدرم می گفت: که چه؟ الان دیگر خودشان برایم سوژه می آورند. حتی پدرم. اول می گفت وقتت را تلف می کنی. ولی واقعا تلف نمی شد و در اوقات فراغتم کار می کردم. گروه داشتن وقت گیر است. باید همه را چک کنی و مدام آنلاین باشی. کانال خیلی خوب است.
ولی یک طرفه است.
خیلی خوبه. عین تلویزیون. طـــرف مقــابل هیچ حــرفی نمی زند. ولی توی اینستا زیر پست ها بحث زیاد می شود.
سواد رسانه ای هم داری، یا همین طور کار می کنی؟
مطالعه می کنم. کتابهایی در این باره می خوانم. درباره خبــرنگاری، مطبوعات، نویسندگی، داستان کوتاه و … معتقدم هرچه یاد بگیری کم است.
کسی از تو ناراحت شده؟
خیلی. ولی نمی خواهم بگویم کی. نمی شود اسم هیچ صنفی را بیاورم. جمعیت رفته بالا و تا ما یک چیزی می گوییم، توی کرمانشاه پخش می شــود و می آینــــد می گویند چرا توهین می کنی.
مشکلی برایت پیش نیامده تا حالا؟
آمده… حل شده. الان هرچیزی می نویسم، ده بار آن را می خوانم. یک چیزی می گویی و یک چیزی از آن در می آورند. من هم سریع پست را پاک می کنم. مقاومت نمی کنم. چون می روند و هم دیگر را خبر می کنند. بعد دیگر نمی دانم با کدامشان باید دعوا کنم. پاک می کنم خیال راحت.
چرا این قدر با خودت شوخی می کنی؟ از خودت مثال می آوری. مثلاً می گویی این پسر قد بلنده
چون کسی دیگر ناراحت نمی شود. بحث خودم است. بعضی ها می گویند دارد از خودش تعریف می کند. ولی اینطور نیست. یک بار یک پستی گذاشتم، نوشتم الان یک مورچه بالداری رفت توی موهای دستم، خفه شد. آمدند گفتن آخر این چه پستی است؟ گفتم طنز است. مردم می خندند. اگر توهینی هم باشد به خودم است.
قدت چقدر است؟
صد و نود
دیگر کدام پست ها را دوست داشته ای؟
آن اول، وقتم بیشتر بود، شعرها را به صورت برگردان می آوردم. مثلا شهر سهراب را، قایقی خواهم ساخت را عوض کردم و به صورت طنز آوردم. یا شعرهای تتلو را به فارسی کرمانشاهی بر می گرداندم. خیلی باحال می شود.
سوژه از کانال های دیگر، کش می روی؟
از کانال های کشوری گاهی ایده می گیرم. ولی کرمانشاهی نه. عضو هستم و پیگیری می کنم. آنها از من بر می دارند. ولی من نه. خیلی ها پست های من را می بردند و به اسم خودشان می زدند. روی بعضی پست ها وقت می گذاشتم و می دیدم بر می دارند و به اسم خودشان می زنند. ناراحت می شدم.
پیج های این چنینی زیاد است. چرا تو معروف و محبوب شدی؟
سابقه من زیاد است. از سال هشتاد و نه شروع کردم. اینها نهایتاً یکسال است شروع کرده اند. آن زمان پیج محلی هم زیاد نبود.
معمولاً روی دو غذا تاکید داری. خورش خلال و دنده.
ترخینه هم هست. علاقه دارم. جگر پرده هم هست.
از سیبیلت به عنوان یک لوگو در تبلیغات استفاده می کنی؟
آره همین طوره چون عکسهای خودم را برای آف شهر منتشر می کنم. یک مدت سیبیلم را زدم بازارم خوابید. خودم نمی دانم رازش چه بود هنوز.
چقدر، درامد داری ازین کار؟
مگر فوتبالیست ها می گویند چقدر در می آورند. زیاد نیست به خدا. اسممان بد در رفته.
پر بازدید ترین پست هایت کدام بوده اند؟
یادم نیست
بهترین پستت؟
آها. یکی که خیلی گل کرد، شنگول منگول کرمانشاهی بود. خیلی پخش شد. توی گوگل هم سرچ کنید، بالا می آید. بعد هم دیدم یکی از نشریات به اسم خودش آن را چاپ کرده. دیگر نگفتند من بدبخت نوشته ام. مال زمان فیسبوک بود. شاید ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ بود. آن زمان پیج محلی نبود و بعد من پیج های زیادی آمــــــد.

آوای کرمانشاه ۲ شهریور ۱۳۹۴
دانلود فایل ۱

دانلود فایل ۲

ارسال دیدگاه

Spam Protection by WP-SpamFree