heydari

آوای کرمانشاه: محسن حیدری، گرافیست موفق و کمتر شناخته شده کرمانشاهی، متولد ۱۳۶۳ و دارای مدرک کارشناسی ارشد ارتباط تصویری است. او کار خود را از هنرستان هنرهای تجسمی کرمانشاه شروع کرده است. در کارنامه ی کاری خود علاوه بر حضور در نمایشگاه ها و کسب جوایز داخلی، لیست بلند بالایی از نمایشگاه ها و جوایز بین المللی را دارد. او جوایزی همچون کسب مقام دوم و مدال نقره در چهاردهمین دوسالانه بین المللی پوستر مکزیک (۲۰۱۶) مرتبط با (حقوق بشر در مهاجرت) دسته B، کسب مقام دوم درمسابقه بین المللی پوستر اهدای خون جمهوری مقدونیه (اسکوپیه) و … همچنین شرکت در نمایشگاه هایی مثل نمایشگاه چهار دهمین دوسالانه پوستر در شهر مکزیک، نمایشگاه  بین المللی یادواره فوکودا درشهر مسکو روسیه، نمایشگاه  دوسالانه بین المللی اکوادور بخش B پوسترهای اجتماعی و سیاسی درشهر کیوتو اکوادور، نمایشگاه خیابانی و نمایشگاه انجمن طراحان گرافیک بلوک ۴ خارکوف در کشور اوکراین را در رزومه کاری خود دارد. اما حقیقت آن است که این رزومه آنقدر مبسوط است، که شرح کامل آن در این مقال نمی گنجد.
او به تازگی نمایشگاه «Poster For Tommorow» را همراه با اثری از خودش به کرمانشاه آورده است. او در کار، خودش را دلگرم به  «طیبه» خواهر و «حسین» خواهرزاده می داند و در جای جای این گفتگو از آنها یاد می کند. با او درباره موفقیت ها و فعالیت هایش به گفتگو نشسته ایم.

شما در زمینه کارهای جشنواره ای یک گرافیست موفقید. این کار را از کجا شروع کردید؟
گرافیک این است که شما در خدمت بازار و مشتری باشی. ما با مشتری در ارتباطیم و اگر مشتری نباشد کاری نمی کنیم. کار ما با نقاشی متفاوت است. ما دیزاینر هستیم. اما یک روز نگاه کردم و دیدم که چرا اسممان در جشنواره ها نیست و کسی از کرمانشاه این کار را نمی کند؟ در سال ۲۰۱۶ با طیبه خواهرم شروع به کار جشنواره ای کردیم و کارمان به نود درصد جشنواره ها راه پیدا کرد. آن ده درصد هم جشنواره های داخلی بود. در بعضی از آن ها هم مدال آوردیم.

اوضاع گرافیک را در کرمانشاه چطور می بینید؟
همه گرافیستهای کرمانشاهی دوستهای من هستند و خوب کارمی کنند. ولی متاسفانه ما همه چیز را با هم نداریم. یک تعداد گرافیست های قدیمی هستند و بعضاً اعتقادات خود را دارند. در جشنواره ها شرکت نمی کنند، نمی توانند کاری با معیار های جهانی بزنند، در تکنیک های خاص خود محدود شده اند یا دنبال آن نرفته اند. بخش دیگری هستند که گرافیک را امری تجربی می دانند و بر پیشکسوتی تاکید می کنند. من با این موضوع مخالفم. پیشکسوت بودن ملاک بهتر بودن نیست. ما می بینیم در یک جشنواره یک دختر یا پسر پانزده، شانزده ساله با یک ایده ساده همه چیز را متحول می کند. عده ای در این کرسی پیشکسوتی قرار گرفته اند و فقط انتقاد می کنند. یک سری هم که فقط مدرک را گرفته اند و شروع کرده اند به تدریس. می گویند ممکن است کسی گرافیست خوبی نباشد ولی مدرس خوبی باشد. من معتقدم کسی که کارش خوب نباشد، نتواند بر مخاطب تاثیر گذارد و در جشنواره ها به عنوان یک معیار برای داوری حضور پیدا نکند، چگونه می تواند آنرا درس بدهد. گرافیک یک فن است و باید آکادمیک خوانده شود. گرافیست های ما باید تحصیلکرده باشند. فقط تجربه و قدیمی بودن ملاک برتر بودن نیست. من فکر می کردم کسانی که اسمشان در جشنواره های معتبر دنیا هست، کسانی هستند که خاص و متفاوتند. ولی وقتی خودم رفتم، در چهاردهمین دو سالانه مکزیک شرکت کردم و دوم شدم، دیدم اینطور نیست. همینکه در بین چند هزار کار کارم برگزیده شده بود، برایم کافی بود. وقتی هم که در داوری کارم دوم شد، فهمیدم که ما با آنها فرقی نداریم. این تلنگری برای من بود که می توانیم در جشنواره ها موفق باشیم. این را خصوصاً برای جوانتر ها می گویم. فعالیت ما در کرمانشاه به نسبت دیگر شهرها خیلی محدود است. الان آن پویایی و آن فعالیت نیست. کسی که می خواهد گرافیست خوبی باشد، باید مدام خودش را بسنجد.
اما این در همه رشته ها هست. همه هنرمندان، نویسندگان، شاعران و … کرمانشاهی همیشه به یک سقفی از پیشرفت بسنده می کنند.
این ها باید بدانند دارند برای خودشان کار می کنند. شما بر فرض در یک جشنواره استانی یک بار اول شدی. اگر بخواهی به همین بسنده کنی پیشرفت نمی کنی. الان بچه هایی که در کرمانشاه هستند کار نمی کنند.

آیا این را نمی توان به یک دلسردی در بین هنرمندان نسبت داد؟ به قول معروف جشنواره که نان و آب نمی شود. هنرمند وقتی نتیجه کارش را به صورت ملموس نبیند مایوس می شود. موافقید؟
واقعا آب و نان نمی شود. اما معیار است. معیار برای اینکه خودت را بسنجی و بتوانی خودت را مورد آزمایش قرار بدهی و ضربان قلب خودت را بشنوی. نه ارزش مالی دارد و نه مسئولین توجهی به جوایزت می کنند که به تو سفارش کار بدهند. به عنوان مثال طراحی پوستر یک همایش را به چنین هنرمندی سفارش نمی دهند. شما نگاه کنید که دفاتر تبلیغاتی کرمانشاه دست چه کسانی است. مدیر مسئول و صاحب امتیاز نود درصد آنها طراح گرافیک نیست. فارغ التحصیلان رشته های روابط عمومی و تبلیغات، کسانی هستند که به آنها مجوز کانون تبلیغاتی می دهند. به طراح گرافیک مجوز نمی دهند. طراح گرافیک باید پنج سال سابقه کار ببرد.

شما الان گرافیست موفقی هستید. اما من می گویم شما هم مثل خیلی از هنرمندان دیگر در ارائه یک ویترین و تصویر خوب از خود موفق نیستید. در حالی که کسانی با موفقیت های کمتر با ارائه تصاویری شیک، خود را موفق تر نشان می دهند.
شاید یک دلیلش تنگ نظری برخی در میان همه رشته های هنری کرمانشاه باشد. من یکی از دوستانم در یکی از شهرستانهای یک استان دیگر در یک جشنواره موفق شده. وقتی اسمش را سرچ می کنی، می بینی پنجاه سایت مختلف با گزارشهای مختلف آن را پوشش داده اند. در حالی که همان جشنواره من پنج کارم راه پیدا کرده و خواهرم طیبه سه تا. ولی چرا هیچ کس در کرمانشاه خبرهای ما را کار نکرد؟ انجمن طراحان گرافیک که تنها حامی گرافیک در کرمانشاه است، خودش کلی کمبود بودجه دارد. نیرویی ندارد. چقدر نیروی داوطلبانه بنشیند و سایتش را به روز کند؟ به همین دلایل سایت انجمن طراحان گرافیک بسته شده. در سال ۲۰۱۶ ما در هر ماه، کارمان به یک جشنواره بین المللی راه پیدا کرد، ولی هیچ جا این را بازتاب نداد. فقط یک صفحه اینستاگرام و فیسبوک داریم. خیلی از سایت های کشوری گرافیک هم مبتنی بر لابی گری و کانال های مخصوص به خود است. ما باید در دنیای مجازی، کار خود را ارائه دهیم و دوستانمان بیایند و تبریک بگویند. مسئولین شهر باید بیایند و استعدادها را کشف کنند. من نمی گویم که آدم موفقی هستم. ولی اگر ده نفر دارند کار می کنند، مسئولین از آنها حمایت نمی کنند و سفارش کاری هم به آنها نمی دهند. اگر هم سفارشی می دهند یک کاری می کنند که وقتی اسم ادارات دولتی بیاید آدم فرار کند. هر اداره با یک تیمی کار می کند و کسی که حرفه ای کار می کند به چشم نمی آید.

یکی از بزرگترین سفارش دهنده های شما شهرداری است. تا به حال تماسی با شما نگرفته اند؟
اصلاً. از شهرداری فقط یکبار توسط یکی از دوستانمان به زیباسازی و نوسازی شهرداری معرفی شدیم و چهار، پنج طرح دادیم و علی رغم مبلغ اندک پیشنهادی ما هنوز فاکتوری نقد نشده است. ببینید در کار ادارات دولتی کسانی در بدنه کار هستند که نمی گذارند کار خارج شود. این هم مهم نیست که چه کسی چه کاری را انجام می دهد. برای این ها پوستر یک برگ اعلامیه یا بنری است که نهایتاً پاره اش می کنند. شهرداری کرمانشاه بودجه خوبی برای کارهای فرهنگی دارد ولی خیلی بد حساب است و همیشه مارا از این مورد ترسانده اند. فکر می کنم باید آدم برای سفارش گرفتن در یک باندی باشد. ما هم کاسب نیستیم. در درجه اول هنرمندیم. اگر هم تا الان سفارش کاری از ادارات گرفته ایم بر این بنا بوده که طرح برده ایم و بارها حضور یافته ایم تا نهایتاً بتوانیم امرار معاش کنیم.

رقبای شما چه کسانی هستند؟ بسیاری از شرکتهای بزرگی که کارها به آنها واگذار می شود این کاره نیستند.
آن دسته از کانون های تبلیغاتی که رسانه های شهری را در اختیار دارند، تا آنجا که می دانم، طراح نیستند و طراح استخدام می کنند. هرچند الان انجمن طراحان گرافیک برای بهتر شدن شرایط طراحان دارد تلاش می کند. بازار دست کسانی است که رابطه دارند. اگر یک اتفاق فرهنگی دارد می افتد، کسانی کارهایش را انجام می دهند که درک هنری از موضوع ندارند. اینها چه کسانی هستند. بسیاری از اینها هم به کمک دانشگاه علمی کاربردی فرهنگ و هنر لیسانس روابط عمومی و تبلیغات گرفته اند. نه اینکه بگویم آن بد است. ولی مایی که سال هشتاد و چهار و پنج با سن بیست و چهار-پنج سالگی وارد این کار شدیم و الان سی دو سه سالمان است، چیزی از خودمان نداریم.

شرایط شما به نسبت هنرمندی که در تهران است چطور است؟ اگر بهتر است چرا نمی روید؟
دستمزد ها اصلا قابل مقایسه نیست. قیمتی که ما می گوییم هیچ است. شرایط ما اینجا خیلی بد است. ما چون که بچه اینجاییم و به مردم و خانواده و شهرمان وابستگی عاطفی داریم، واقعا رفتنمان به غربت سخت است. ولی وقتی فشار می آید تصمیم به رفتن می گیریم. خدا را شکر که این جشنواره ها هست و ما طراحی یادمان نمی رود. وقتی سفارش دهنده باشد من می تواند کمک کنم و به لحاظ بصری شهرم را زیبا کنم. سعی می کنم بر سواد بصری، بحث جذب توریسم و فرهنگ سازی شهرم کار کنم. ترجیح می دهم برای کسانی کار کنم که از جنسشان هستم و سلیقه و فرهنگشان را می شناسم. مردم کرمانشاه به لحاظ بصری فوق العاده با شعورند. بعضی از همکاران من چون تواناییشان کم است، می گویند مردم بیسوادند یا سلیقه ندارند. این طور نیست. همچنین گرافیک این است که تو کاری را انجام بدهی که هر نوع مخاطبی حتی بیسواد هم آنرا بفهمد.  شما با تصویر باید ارتباطی برقرار کنی که هر مخاطبی آن را بفهمد و برداشت کند. مردم کرمانشاه اصلا به لحاظ بصری بی سواد نیستند. ما پشتوانه فرهنگی- تصویری خوبی داریم. از نقش برجسته بیستون گرفته که داستانی را روایت می کند، از تاق بستان و شکارگاهش، از تکیه بیگلربیگی و تکیه معاون الملک که با مردم حرف می زنند و مردم با آن ها ارتباط برقرار کرده اند، نقوش گلیم و جاجیممان و تمام این چیزها یعنی مردم ما با سوادند و اگر من نمی توانم کار خوبی انجام دهم، دلیلی بر آن نیست که بگویم مردم نمی فهمند. این بهانه است. شاید الان مسئولین ما مسئولین خوبی نیستند. هنرستان هنرهای زیبا که واقعا برای من درد است و حتی شنیدم امسال رشته گرافیک نداشته است و درگیر مشکلات زیادی است. این رشته دارد از بین می رود. در دانشگاهی مثل فرهنگ و هنر هم یک سری از بچه ها دارند زحمت می کشند، ولی باید در انتخاب استاد دقت بیشتری شود. هر درسی که به یک نفر داده می شود باید در تخصصش باشد. اما شنیده ام امسال اتفاقات خیلی خوبی افتاده است. بهرحال این ضعف در سیستم آموزشیمان هست. مشکل دیگری هم هست که اسپانسری در این شهر نداریم. ما نمایشگاه «Poster For Tommorow» را همراه با انجمن طراحان گرافیک کرمانشاه در کرمانشاه اجرا کردیم و همه هزینه هایش را انجمن تقبل کرد.

درباره همین صحبت کنیم. موفقیت اخیرتان.
این جشنواره متعلق به ان جی اوی «Poster For Tommorow» بود که از چند ماه قبل با موضوع پایان یافتن افراط گرایی فراخوان داده بودند. حدود پنج هزار و سیصد اثر از تمام دنیا کار فرستادند و توسط صد داور آنلاین و هشت داور در شهر پاریس کارها داوری شد. سیصد پوستر انتخاب شد و از بین آن سیصد پوستر، صد پوستر برای نمایشگاه انتخاب شد. چون کار من جزو این آثار برتر بود، توانستم با همکاری انجمن طراحان گرافیک و آقای روزبه حبیبیان آن را به کرمانشاه بیاورم. همه هزینه ها را انجمن داد. چند جشنواره دیگر هم هست. مثلا جشنواره «زنبور طلایی» روسیه یا «همه ما مهاجر هستیم» و دوسالانه مکزیک. من می توانم این جشنواره ها را به کرمانشاه بیاورم ولی اسپانسر مالی نداریم و انجمن طراحان گرافیک هم تلاش خودش را می کند. ولی در نمایشگاه قبلی، کار را با سختی و فشار انجام دادند و اگر کسی باشد که آنها را حمایت کند، ما می توانیم این جشنواره ها را در کرمانشاه برگزار کنیم. نه اینکه درامدی داشته باشیم. همین که هزینه ها را بدهند برایمان کافی است. اگر درامد هم داشته باشیم می توانیم کرمانشاه را به لحاظ بین المللی بولد کنیم. این جشنواره در بیست و دو شهر دنیا و در ایران همزمان در تبریز و کرمانشاه برگزار شد. در پاریس پنجاه روز و در شهر ما پانزده روز بود و بازدید بسیار خوبی شد. از تمام دنیا با رویکردهای مختلف ذهنی پوسترهایی بود که الهام دهنده کسانی بود که می آمدند و نمایشگاه را می دیدند. این اتفاق، اتفاق بزرگی برای این شهر است. ولی باید شرایطش مهیا باشد.

از مسئولین چه کسانی برای نمایشگاه آمدند؟
به شخصه کسی را ندیدم. چون روز افتتاحیه درگیر جشنواره دیگری بودم. ولی گویا کسی نیامده. من در سطح مدیران کلی که می توانند متولی هنر باشند کارت دعوت فرستادم.

آیا تا به حال طی مراسمی از شما تقدیر شده؟
خیر. ما دنبال این چیز ها نیستیم. زیر آبمان را نزنند، نوکرشان هم هستیم. [با خنده]

اینکه در کرمانشاه کارها به دست کاردان سپرده نمی شود، لطمات جبران ناپذیری برای کرمانشاه دارد. می خواهم در این باره حرف بزنیم.
من با تبریز یا اصفهان مقایسه می کنم. هرچند با مقایسه مخالفم. ما یک سال کارهای نوروزی کرمانشاه را برای میراث فرهنگی انجام دادیم و در راهنمایی مسافرین نوروزی، بهترین در ایران شدم. ما به صورت یک یونیفرم ثابت در تمام شهرستان ها تبلیغات یک شکل داشتیم. هرچند خیلی از مبالغمان هنوز مانده است. شما وقتی وارد شهر اصفهان می شوید، شهرداری اصفهان این کارها را انجام داده بود نه میراث فرهنگی. یا مثلا تاکسیرانی. وقتی وارد تاکسی می شوید، انگار راننده تاکسی تورلیدر است. این یعنی فرهنگسازی صورت گرفته. الان شهرداری در اصفهان دارد نمادی که سردر بازار سنتی اصفهان است به عنوان یک نماد روی سنگفرشها اجرا می کند. در صورتی که ما در کرمانشاه حتی یک محل مناسب پیاده روی هم نداریم. یک خیابان درست و حسابی نداریم. کرمانشاه با وجود تاق بستان و بیستون و … آرمی برای خودش ندارد. اینها همه ضعف شهرداری است. من نمی خواهم نتیجه این گفتگو این باشد که با چهار نفر دور هم در جلسه ای بنشینیم و میوه و شیرینی و چای بخوریم ولی هیچ اتفاقی برای این شهر نیفتد. واقعیت این است که شهر ما واقعا به لحاظ بصری شهر زشتی است. وقتی مهمانی برای ما می آید از هرجای شهر که واردش کنیم با چهره زیبایی مواجه نمی شود. کجا ببریمش؟ این منوریل سنگی، و درختان قطع شده، میدان گاراژ، ازدحام بنرهای چهارراه اجاق و تلویزیون تبلیغاتی وسط میدان مصدق که هیچ جای دنیا شما چنین چیزی نمی بینید و … این شکل کرمانشاه است. نمی دانم عاشق کجایش هستیم. ولی عاشقش هستیم. دوستش داریم و تعصبش را می کشیم. ولی واقعیت این است وقتی غریبه ای می آید باید سانسور کنیم و از یک جاهایی ببریمش که خیلی چیزها را نبیند. به لحاظ زیبایی شهری، تابلوهایی که به در و دیوار زده شده ببینید. یا مثلا تابلوهای زیادی که پزشکها به در و دیوار زده اند. شهر ما یک شهر قدیمی است. بیایند با یک فرمت سنتی ثابت یا با کاشی کاری یا آجر کاری های تاریکه بازار، طرحی ثابت برای مغازه ها تهیه کنند. کرمانشاه و تابلوی مغازه هایش تبدیل به مرکز تبلیغ برندهایی شده است که پولی هم به بیلبورد دارها نمی دهند. شهرداری می تواند این شهر را زیبا کند و طرح هایی متحد الشکل را پیاده کند، مثل خیابان لاله زار تهران. شکل ظاهری بنرها به کنار. کلی داربستهای فلزی که در همه خیابان ها و چهارراه ها هست. در گرافیک محیطی هم که این شهر هیچ چیزی ندارد. در بحث معماری هم طراح های معمارمان مثل ما هستند. اگر یکی دوتا خانه خوب هم از لحاظ معماری داریم توی کوچه پس کوچه هاست. این است که این شهر، شهر زیبایی نیست.

خیلی از کسانی که سن و سالشان کمتر از شماست، نمی دانند برای شرکت در جشنواره ها از کجا شروع کنند. خیلی خوب است که روال کار را برایشان شرح دهید.
اول باید خودشان را پیدا کنند. باید به لحاظ تکنیکی چه از لحاظ نرم افزار یا دست، به جایی رسیده باشند که بتوانند ایده هایشان را اجرا کند. بعد از آن، فراخوان ها را دنبال کنند. فراخوانهای خارجی بهتر است. فراخوان های ایرانی را نزدیک به جشنواره ها می دهند. خیلی ها را هم نمی دهند. سایت ها را دنبال کنند. هر فراخوانی موضوع و تایم کاری ای دارد. بر حسب سلیقه و تایم کاری خودشان شروع کنند به اتود زدن. بعد خودشان یا با کمک اساتید بهترین را انتخاب و روی آن کار کنند. در جشنواره ها شرکت کنند و خود را محک بزنند. شرایط هم در سایت جشنواره آمده است. البته برای من این کارها را حسین خواهر زاده ام انجام می دهد. اول سال یک تقویم تهیه می کنیم و بر طبق آن پیش می رویم. سال ۲۰۱۶ این کار را کردیم و نود درصد موفق شدیم. ۲۰۱۷ سال بسیار پرکاری است. کار با جشنواره های خارجی راحت تر است. اما نه هر جشنواره ای. جشنواره های شناسنامه دار شرکت کنند. جشنواره هایی که حتما اسامی داورهایش از ابتدا مشخص است. حتما به این موضوع دقت کنند. اگر در یک جشنواره خوب شرکت کردید و کارتان راه پیدا نکرد، ناراحت نباشید، در این مقطع حقتان نبوده. ولی اگر تایید شدید حتما جزو بهترین ها بوده اید. این جشنواره ها کاملاً حرفه ایست و حرف و حدیثی ندارد.

حرف پایانی؟
از انجمن طراحان گرافیک و روزبه حبیبیان تشکر می  کنم. مخصوصا برای نمایشگاه «Poster For Tommorow» که خیلی دوندگی کرد. با جیب خالی خیلی تلاش کرد. از همه بچه های انجمن که زحمت کشیدند هم تشکر می کنم. ما هیچ حامی ای در بین مسئولین این شهر نداریم؛ به جز انجمن طراحان گرافیک. امیدوارم پاینده باشد. من و خواهرم طیبه همیشه در همه جشنواره ها شرکت می کنیم و پرچم کرمانشاه را بالا نگه می داریم. اگر انجمن هم نباشد ما حامی دیگری نداریم. همچنین از طیبه و خواهر زاده ام حسین هم تشکر می کنم.

ارسال دیدگاه

Spam Protection by WP-SpamFree